پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
276
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
پايهء روانشناسى قرآنى است . سپس بيست پرده يا تابلو مىآيد كه در آنها سبك تمثيلى بر گفتار منطقى غلبه دارد ، ولى با اين همه جانشين آن نمىشود . اين تمثيل را مىتوان ذيل سه عنوان اصلى گروهبندى كرد : تمثيلهاى خانه و دژ ؛ تمثيلهاى باغ و درخت ؛ و بالأخره تمثيلهاى آب و آتش . ولى پيش از آنكه به جزئيات هر يك از اين گروهها بپردازيم بايد توجه كنيم كه تخيّل نورى تا چه اندازه پر از تمثيلاتى است كه مستقيما از قرآن گرفته شده است ؛ و اين در عين حال نشان مىدهد كه زبان قرآنى نيز خود تا چه اندازه سرشار از تمثيلاتى است كه بىواسطه مربوط به تجربهء روحانى است . اين تمثيلات قرآنى در سراسر رساله ديده مىشود ، ولى مهمترين آنها را نورى در دو قطعهء آغاز اثر گرد آورده است . نخستين اين قطعات از « هفت چيزى كه خدا به قلب مؤمن داده است تا او را بشناسد » ياد مىكند . قرآن دربارهء قلب انسان مىگويد كه خدا آن را نرم ( « لينة » ) آفريده است تا ملايم باشد ( ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ، زمر ، 23 ) ؛ آن را گشوده است « 29 » تا بتواند معرفتى را كه آسمان و زمين و كوهها از كشيدن بار آن عاجز آمدند در برگيرد « 30 » ؛ همچنين آن را از هرگونه بيمارى شفا داده است ( وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ : و دلهاى مؤمنان را شفا مىبخشد ، توبه ، 14 ) و با ايجاد محبّت ايمان در دل ، آن را به راه راست هدايت كرده است ( وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ : آن را در دلهاتان بياراست ، حجرات ، 7 ) ، و سپس خدا در آن طمأنينه و « سكينه » نهاد ( هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ : اوست كه بر دلهاى مؤمنان آرامش فرود آورد ، فتح ، 4 ) و به آن روشنى بخشيد ( « تنوير » ، زيرا يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ : خدا هر كه را بخواهد به نور خود راه مىنمايد ، نور ، 35 ) . قطعهء دوم « فعل » خدا را « در دل دشمنان خود » وصف مىكند « تا او را منكر شوند » . « 31 » در حقيقت قرآن موضع خنثى ندارد كه در آن دل انسان فعل خاصّ خود را در اختياراتى ابراز دارد كه صرفا اختيارات انسانى بدون هيچ پيوندى با مطلق باشد . براى قرآن ، دل انسان به دست خدا ساخته شده است تا او را بشناسد يا منكر شود ، و در هر دو حال خداست كه آن را آنچنان كه هست مىسازد . در حقيقت ، خدا دل دشمنان خود را تنگ مىگرداند ( وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً : خدا هر كس را بخواهد گمراه كند قلبش را سخت تنگ گرداند ،
--> ( 29 ) . أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ ( زمر ، 22 ) . ( 30 ) . « فمن وسع اللّه صدره حتى وسع المعرفة الّتى عجز السّماء و الارض و جبال عن حملها . » نورى اين كشيدن بار را كه خدا دربارهء امانت مىگويد به معرفت نسبت مىدهد ( نگاهكنيد به : احزاب ، 72 ) . ( 31 ) . فعله بقلوب اعدائه حتى انكروه .